نقد و بررسی بازیهای گوناگون

  1. milad123re عضو سایت

    نقد و بررسی بازیهای گوناگون

    نقد و بررسی بازیهای گوناگون آخرین اخبار کنسول های بازی

    تنها در برابر تمام دنیا | نقد و بررسی Metal Gear Solid V: Ground Zeroes

    [​IMG]
    در بعضی از زمان ها دیگر هیچ چیز برای یک فرد مهم نیست. زمان هایی وجود دارد که هیچ انسانی در دنیا دیگر از روی عقل و منطق سخن نمی گوید. در بعضی زمان ها در دنیا جنگ می شود و در بعضی زمان ها صلح. اما همه این حرف ها ادعاست. دنیا همیشه جنگ است. اما در بعضی جنگ ها حداقل ۲ طرف با یک قدرت در برابر یکدیگر می ایستند. یا حداقل دو گروه داریم که هر دو در حال جنگند نه این که خوب یا بد باشند. اما بعضی زمان ها فقط یک فرد باید در برابر تمام دنیا بایستد چرا که فقط او توانش را دارد… که بر سر هدف خویش بایستد. هدفی که شاید فقط نجات یک دوست باشد… یا یک کودک…
    خزش مار در زیر سایه ها

    تا زمانی که این عنوان را تجربه نکرده بودم هرگز نمی فهمیدم چرا اینقدر به اسنیک یا همان بیگ باس نسبت مار می دهند. انگار همیشه به عنوان یک اصل نام اسنیک با مار ارتباط مستقیم داشت. بعد از آغاز این عنوان همه کسانی که حتی با این سری آشنا نیستند هم بعد از ۱۰ دقیقه متوجه می شوند که چرا به او نسبت مار می دهند. در بازی و در بخش گیم پلی این عنوان شما می توانید در چهار حالت حرکت کنید: ۱- سینه خیز ۲- نیمه نشسته ۳- ایستاده ۴- دونده با سرعت بالا. در حقیقت در نوع ۳ و ۴ شما ایستاده هستید اما با این تفاوت که در نوع سه شما آرام راه می روید و در حالت چهار شما ایستاده با تمام سرعت می دوید. کافی است یک بار به حالت دراز کش حرکت کنید تا متوجه شوید چرا به او نسبت مار می دهند. اسنیک بر روی زمین حرکت نمی کند. حقیقتا می خزد. می خزد بر زیر هر سایه ای که می بیند. در هر جایی که توانش را داشته باشد مخفی می شود. از نکات مثبت گیم این عنوان باید به پایبندی گیم پلی به نسخه های قبلی اشاره کرد. بازی با همان استایل گذشته خودش دیده می شود اما تمام امکانات آن چندین برابر شده اند. گیم پلی همان گیم پلی است با تفاوت هایی که بسیار بازی را رو به بهبود جلو برده اند. مانند دوربین در این نسخه که بسیار بهتر از نسخه های گذشته شده است. . اگر شما نسخه ی سوم یعنی Snake Eater را بازی کرده باشید متوجه این موضوع شده اید که در بعضی مواقع دوربین بازی حالت استراتژیک پیدا می کند و شما را آزار می دهد اما در این نسخه اصلا خبری از این مشکلات نیست. کوجیما با رعایت اصول همیشگی این عنوان این بار دوربین را بسیار دقیق تر از قبل ساخته است که تجربه یک دوربین سوم شخص فوق العاده را برای گیم پلی به شما بدهد.
    http://gamefa.com/go.php?http://gamefa.org/user8/Metal-Gear-Solid-V-Ground-Zeroes-2.jpg
    یکی دیگر از نکات مثبت گیم پلی این عنوان وجود وسایل نقلیه مختلف است. شما می توانید سوار بر یک تانک شوید یا تجربه حرکت با هلیکوپتر را داشته باشید. در بعضی از مراحل شما باید از وسایل نقلیه ی موجود در بازی استفاده کنید که این موضوع نیز بازی را قابل توجه تر کرده است. البته تمام این وسایل امکان نابود شدن را نیز دارند و اگر حواستان نباشد آن ها آتش می گیرند و باید از آن ها بیرون بپرید. از تمام این ها گذشته به طور کلی تنوع در گیم پلی این عنوان بیداد می کند. یکی از بیشترین شاخصه های این بازی مخفی کاری آن است. مخفی کاری ای که در این نسخه خود را زیباتر از همیشه به نمایش گذاشته است. شما با یک هوش مصنوعی قوی از طرف دشمنان مواجه هستید. یک هوش مصنوعی که واقعا باید آن را ستایش کرد. به طور مثال یکی از قابلیت های بازی این است که به محض این که یک نفر شما را دید و خواست موضوع را به همه بگوید بازی صحنه آهسته می شود که شما بتوانید با شلیک وی را بکشید قبل از این که سخنی به زبان آورد. اما با شلیک شما صدایی تولید می شود و گروهی برای جست و جو فرستاده می شوند. ماجرا از جایی جالب می شود که اگر فردی از سربازان در حال صحبت با مرکز باشد و شما را ببیند و این گونه آن را بکشید شما صدای مرکز را می شنوید که می گوید که چرا دیگر جواب نمی دهی و دوباره تیمی برای جست و جو فرستاده می شود. در این بازی شما به هیچ عنوان نباید بر روی نبرد های مستقیم تمرکز کنید. چرا که آخرین امید شما باید آن نبرد ها باشند. باید تمام سعی خود را بکنید که تا جای ممکن بازی را به صورت مخفیانه به جلو ببرید چرا که این برای زنده ماندن شما نکته ای بسیار مهم است.
    http://http://gamefa.com/go.php?[url]http://gamefa.org/user8/Metal-Gear-Solid-V-Ground-[/url]
    Zeroes-1.jpg
    یکی دیگر از نکات پر اهمیت در بخش گیم پلی این نسخه تاثیر انتخاب های شما بر روند بازی است. به طور مثال شما در مرحله اول بازی می توانید ابتدا چیکو را نجات دهید یا ابتدا پاز را نجات دهید. این مربوط به انتخاب شماست که چگونه خط داستانی را پیش ببرید و هر کدام از این انتخاب ها تاثیری بر روند روایت داستان خواهند داشت. البته دقت کنید که داستان همواره ثابت است و پایان و آغاز و میانه و همه بخش های آن هرگز عوض نمی شود اما شما با این انتخاب ها نحوه روایت آن را انتخاب می کنید. درست مانند نسخه Peace Walker شما در این شماره نیز یک پایگاه اصلی دارید که در آن می توانید اسلحه های جدید ساخته و به طور کلی تجهیزات خود را بسازید. قابلیت دیگری که در همین رابطه استاد کوجیما به بازی افزوده است این موضوع است که شما می توانید با تبلت های خود به این پایگاه دسترسی پیدا کرده و در طول بازی آن را کنترل کنید. سیستم ساعت بازی کاملا طبیعی است و شما همواره با یک سیستم زیبای شب و روز مواجه خواهید بود. به طور مثال نحوه حرکت شما از نقطه ای به نقطه دیگر با هر وسیله ای که انجام شود قطعا زمان متفاوتی نسب به وسیله تقلیه دیگر خواهد داشت.
    در رابطه با توضیحات بالا و تفاوت هایی که باید در Metal Gear Solid V منتظرشان بود هیدئو کوجیما این گونه می گوید: نسخه های قبلی بازیباز را مجبور می کرد که تا در یک مسیر مستقیم داستانی از نقطه A به نقطه B بروند و در این میان میزان مشخصی آزادی عمل وجود داشت. اما در این نسخه همه چیز متفاوت شده است. دیگر این خود بازیباز است که تصمیم می گیرد مرحله را چگونه به پایان برساند و همین موضوع است که در ترکیب با بسیاری عناصر دیگر باعث می شود تجربه یک عنوان جهان باز حقیقی برای بازیباز رقم بخورد.

    بعد از تجربه این عنوان به عینه دیدم که این سخن ها تفاوتی با حقیقت نداشت. شما باید بدانید که درست است که گیم پلی Metal Gear Solid V:Ground Zeroes کوتاه است اما کوجیما حتی در این کمیت کم کیفیت بالایی را در مقابل چشمان شما به تصویر کشیده است. در تمام عناصر گیم پلی می توان تصمیم گیری کرد. شما در بازی حق انتخاب دارید که چگونه و با استفاده از چه روشی یک مرحله را رد کنید. نه از آن انتخاب هایی که کشتن یا نکشتن شخصی را انتخاب می کنید. انتخاب هایی دارید که محدود به گزینه نیستند و شما به هیچ عنوان فقط با یک روش نمی توانید یک مرحله را به پایان برسانید. در حقیقت این موضوع باعث می شود که تجربه ای که من از این عنوان داشتم کاملا با تجربه شما متفاوت باشد. یا تجربه هر کس با شخص دیگر متفاوت باشد. اما تمام این ها در حالی خلق شده اند که در اصل داستان تفاوتی ایجاد نشود و همین موضوع گیم پلی این نسخه را ستودنی تر از گذشته کرده است.
    [​IMG]
    از بخش های مهم در گیم پلی این عنوان بدون شک بخش مبارزات است. شما در بازی می توانید با نارنجک و یا تفنگ های مختلف به مبارزه بپردازید. از بخش های بسیار زیبای این بازی همین تفاوت و گزینه های موجود در اسلحه هاست. در بازی به طور کلی شما ۲ نوع اسلحه دارید: ۱- اسلحه هایی که رسما برای کشتار است. ۲- اسلحه هایی مخصوص مخفی کاری. اما یکی از نکات قابل توجه این است که شما در سلاح مخفی کاریتان هم مانند عنوان اسپیلنتر سل محدود نیستید. اتفاقا بیشترین تفاوت و گزینه های موجود در میان تفنگ های کوچک مخفی کاری دیده می شود. کارایی این تفنگ ها به جز در حالات عادی که شما مایل به مخفی کاری باشید نیز کاربرد دارند. زمانی که شما شخصی را بر روی کول خود راه می برید فقط و فقط استفاده از این گونه اسلحه ها ممکن است. اگر کمی دقت کنید در می یابید که در تمام این ها پیام بزرگ هیدئو کوجیما به گوش می رسد: پایبند بودن به اصول مخفی کاری.

    آری در حقیقت هم اکنون که اغلب بازی ها راه و رسم اکشن را در بر گرفته اند و فقط بی خود و بی جهت نام مخفی کاری را یدک می کشند هنوز بازی هایی وجود دارند که لایق ستایش توسط علاقه مندان به مخفی کاری باشند. از نمونه های این بازی های کمیاب باید به Metal Gear Solid V:Ground Zeroes اشاره کرد.

    در بازی نبرد های تن به تن به طرز ساده اما خوبی طراحی شده است. کافی است به یک نفر نزدیک شوید و یک دکمه را بزنید تا او را بکشید. همین و بس اما خب اسنیک به حالات مختلفی شخص مورد نظر را می کشد. البته فراموش نکنید که بخش جذاب اعتراف گیری هنوز هم در این بازی به قوت خود باقی است. زمان هایی می رسد که شما چاقویی بر گلوی شخص مورد نظر خود می گذارید و وی را مجبور به اعتراف می کنید. کاری جذاب که تجربه اش را به خودتان واگذار می کنم.

    آخرین بخشی که از گیم پلی مانده و باید به آن اشاره کنم دوربین و نقشه جالب اسنیک است. شکا همواره می توانید مکان دشمنان را با دوربین خود که نقشی کاملا جدی در بازی دارد دنبال کنید. موقعیت دشمنان خود را بر روی نقشه ثبت کنید و همواره آن ها را در نظر داشته باشید. بسیار جالب است که زمانی که از دوربین استفاده می کنید بازی در جریان است. همین طور زمانی که در حال بررسی نقشه هستید. از نکات جالب دیگر این است که شما می توانید به موسیقی یا خاطرات دوست های قدیمی یا چیز های مختلف در حین بازی گوش کنید. جالبترین و زیباترین بخشی که من از گیم پلی این عنوان دیدم این بود که شما بدون هیچ سرنخی در مکان نسبتا بزرگ مرحله اول رها شده اید و باید با گوش دادن به سخنان دوست خود یعنی “پاز” و دقت به صدا ها و مکان هایی که او توصیف می کند محل زندانی شدن او را بیابید و او را نجات دهید. به طور کلی و بدون حرف اضافه باید بگویم که گیم پلی این بازی حدود ۲ ساعت است اما ۲ ساعتی که به اندازه ای زیباست که شما را از تجربه آن هرگز پشیمان نخواهید شد.
    [​IMG]
    گرافیکی ستودنی با قدرت FOX Engine

    انصافا بعد از تجربه این عنوان به قدرت بالای موتور اختصاصی هیدئو کوجیما یعنی FOX Engine پی خواهید برد. شما در این بازی با یک گرافیک ستودنی مواجه هستید چرا که در تمام بخش های بازی شما آرامگاهی به نام سایه دارید و این موتور این سایه زنی ها را به طور فوق العاده ای انجام داده است. هیچ نوری در بازی نیست که حقیقی جلوه نکند و هر سایه ای بر اساس زمان روز و تابش نور خورشید متفاوت تشکیل می شود. این موضوع در شب به اوج خود می رسد و خود را نمایان می کند. هر نور کوچکی با زاویه ای که با شما می سازد یک سایه مشخص تولید می کند. هر جسمی سایه ای دارد. تمام این ها به همراه محیط زیبای هر مرحله که تمام اجزای آن با جزئیات کامل طراحی شده است دست به دست هم می دهند تا تجربه ی یک گرافیک زیبا را به شما بدهند. گرافیکی که برای نسل هشتم قابل قبول و برای نسل هفتم ستودنی است. در محیط اجزای بسیاری دیده می شود. مانند وسایل مختلف و جزئیاتی که یک پایگاه حقیقی به آن ها احتیاج دارد. باز هم می گویم که تمام این ها در گیم پلی بازی تاثیر گذارند و باعث زیباتر جلوه کردن آن می شوند.
    دربخش گرافیک یکی از ستودنی ترین موضوعات افکت های باد و باران و به طور کلی سیستم شب و روز و آب و هواست. آن قدر در گرافیک این عنوان وسواس به خرج داده شده است که باعث شود شما آماده برای نسخه ی بعدی باشید. فراموش نکنید که Ground Zeroes یک مقدمه برای مقاله ای بزرگ به نام The Phantom Pain است.
    [​IMG]
    موسیقی هایی که به دل می نشیند

    همان گونه گه گفتم یکی از دل نشین ترین بخش های بازی در گیم پلی این است که در زمان حرکت در محیط موسیقی هایی که بر روی دستگاه خود دارید را بگذارید که پخش شود. در حقیقت در این بازی شما با کیفیت مواجه هستید و نه کمیت. گیم پلی این بازی کوتاه اما فوق العاده است. تعداد موسیقی های این بازی کم است اما همه ی آن ها زیبا و به جا طراحی شده اند. همچون محیط بازی که در اندازه کوچک است اما طراحی و گرافیکی فوق العاده دارد. در کل از این سخن ها گذشته بدون توضیح اضافی به شما می گویم که بخش موسیقی های بازی بخشی راضی کننده و خوب خواهد بود.

    اما در بخش صداگذاری این بازی فوق العاده عمل کرده است. صداگذاری ها بسیار دقیق و درست انجام شده است و هر شخصیت صدایی دارد که به شخصیت و همه چیز وی می خورد. در حقیقت صدا گذاری ها توی ذوق نمی زند و بازی در این بخش عالی عمل کرده است.

    از بخش های دیگر صداگذاری شنیدن پیغام های دشمنان به یکدیگر است که بسیار طبیعی بوده و محیط را بیش از پیش باور پذیر کرده است. صدا گذاری شلیک اسلحه ها و حرکت انواع وسایل نقلیه هیچ تفاوتی با صدای حقیقی آن ها ندارد و به طور کلی سازندگان در این بخش نیز راضی کننده عمل کرده اند.
    http://gamefa.org/user8/Metal-Gear-Solid-V-Ground-Zeroes-screenshots-02-large.jpg
    آغاز داستان برای ساخت یک پیش زمینه مناسب

    مطمئنا نامی که برای بخش داستان این عنوان انتخاب کرده ام بیش از حد در ذوق می زند. اما شما بعد از پایان بازی اگر فقط تریلر اولیه بازی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain را دیده باشید به خوبی علت این نام گذاری را در میابید. داستان این عنوان بسیار فوق العاده است و در سال ۱۹۷۵ انفاق می افتد در حقیقت تمام اتفاقات این نسخه و پایان آن است که گیمر را برای تجربه بازی بعدی آماده می کند. همان گونه که گفتم این عنوان مقدمه ای برای فانتوم پین به شمار می رود و شما بعد از اتمام این بازی که زیاد هم طول نمی کشد متوجه ارتباط خط داستانی این ۲ بازی می شوید و آغاز The Phantom Pain را درک می کنید. این هنر فوق العاده هیدئو کوجیما را نشان می دهد که با پایان فوق العاده ای که برای این نسخه در نظر گرفت کاملا بازیباز را برای نسخه بعد آماده کرد
    [​IMG]
    .در ابتدا قرار بود که عنوان Metal Gear Solid V:Ground Zeroes عنوانی باشد که به همراه The Phantom Pain منتشر شود اما استاد کوجیما برای این که عطش بازی بازان را کمی آرام کند ترجیح داد تا این نسخه را زودتر عرضه کند که هم طرفداران کمی آرام شوند و هم مقدمه ای کامل برای داستان The Phantom Pain آماده کرده باشد. داستان بازی در سال ۱۹۷۵ میلادی، چند ماه پس از اتفاقات Peace Walker رخ می دهد. در این قسمت نیز شاهد بازگشت اسنیک یا همان Big Boss به عنوان قهرمان اصلی بازی خواهیم بود. اولین ماموریت وی این است که با همکاری ارتش بدون مرز وارد یک کمپ آمریکایی شود. کمپی آمریکایی که در حقیقت بدون این که او بداند مقر گروه مرموز XOF است. این کمپ در منطقه ای ممنوعه از خاک کشور کوبا بر پا شده است.Omega نام این کمپ است و در حقیقت سر آغاز داستانی MGS V همین جاست. یکی از ماموریت های اسنیک در این کمپ یافتن جاسوس Cipherها یعنی Paz Ortega است که با وی در طی جریانات Peace Walker آشنا شده بودیم. یکی دیگر از ماموریت های وی نجات Chico Libre است. همان پسربچه ای که در Peace Walker دستگیر شد و علی رغم تلاش بسیارش برای فرار و زنده ماند باز هم نجات نیافت و دستگیر شد. زمانی که اسنیک در حال انجام این ماموریت است، پایگاه اصلی ارتش بدون مرز مورد حمله ی گروهی مخفی با اسم رمز XOF به رهبری فردی با نام Skull Face قرار می گیرد. اتفاقاتی که در طی این ماموریت رخ می دهد دلیل اصلی تغییر رفتار و شخصیت اسنیک در نسخه ی بعدی The Phantom Pain خواهد بود. اطلاعات بسیار کمی از این شخصیت یعنی صورت سوخته در دسترس است. می دانیم که او او فرمانده ای مخوف است که گروه XOF را رهبری می کند.او در گذشته آسیب های فراوانی دیده است. صورت وی به طور کامل سوخته است و حتی بخش هایی از استخوان او دیده می شود. مشخص نیست که او کیست یا دقیقا چه قصدی دارد. اما بدون هیچ دقتی می توان فهمید XOF دقیقا خلاف FOX است. پس اگر این موضوع را در کنار این جمله بسیار خاص یعنی From “FOX”, two Phantoms were born قرار دهیم به جرئت می توانیم بگوییم که این ۲ پشتوانه ای مشترک داشته اند. حال چه شد و چه اتفاقی افتاد و اسنیک و او چرا دشمن هستند دیگر مشخص نیست…
    کلام آخر

    بحث نصیحت کردن یا این حرف ها نیست. به جرئت به شما می گویم که اگر می خواهید بعد از مدتی دوباره یک شاهکار مخفی کاری را تجربه کنید همین حالا بروید Metal Gear Solid V:Ground Zeroes را بازی کنید. وقتی بازی را تمام کردید آن را در عدد ۱۰۰ ضرب کنید. حال منتظر Metal Gear Solid V:The Phantom Pain باشید.
    http://gamefa.org/user8/Metal-Gear-Solid-V-Ground-Zeroes-screenshots-04-large.jpg



    نقد و بررسی بازیهای گوناگون

    نقد و بررسی بازیهای گوناگون آخرین اخبار کنسول های بازی
     
    آخرین ویرایش: ‏31/3/14


  2. milad123re عضو سایت

    روزی روزگاری: پیوند برادری | نقد و بررسی Assassin’s Creed: Brotherhood
    پیوند برادری؛ پیوندی که طی سالیان طولانی، توسط افراد مختلف بین یکدیگر، بسته شده است ولی در بیشتر مواقع، این پیوند ها به خاطر مسائل مادی، از هم پاشیده شده است و هیچ یک از آنها نتوانسته که تا قرون متوالی، یک پارچه و بدون تحریف باقی بماند. حال زمان آن رسیده است که انقلابی به وجود آید و پیوند قدیمی “قاتلان”، دوباره زنده شود تا بتواند قاتلان را تا ابد با یکدیگر برادر سازد. پیوندی که برای از بین بردن ظلم و ستم ساخته می شود و نیاز دارد که رهبر آن شخصی بخرد و دانا باشد تا یک پارچگی را حفظ نماید اما آیا او موفق به تشکیل بزرگترین پیوند برادری در سراسر جهان بین قاتلان می شود؟

    اگر از طرفداران سری بازی های “Assassin’s Creed” هستید، بدون شک با نسخه ی “Assassin’s Creed: Brotherhood” آن، آشنایی کامل را دارید چرا که این نسخه پس از انتشار توانست اکثریت طرفداران خود را مات و مبهوت نگاه دارد و سرافرازی این عنوان را، همچنان نگه دارد. این بازی مورد توجه منتقدان قرار گرفت و توانست با حفظ کردن تمامی آرمان های اصلی خود، نوآوری های بسیار بیشتری را نسبت به نسخه ی قبل، ارائه دهد. این بازی در سال ۲۰۱۰ برای کنسول های نسل هفت و در سال ۲۰۱۱ برای PC، عرضه شد و توانست نمرات مثبت زیادی را دریافت کند و به متای ۹۰، بسنده کرد. این نسخه را نیز از بهترین نسخه های سری “فرقه قاتلان” می دانند چرا که این نسخه هم نیز توانست، افتخارات زیادی را مانند نسخه دوم خود کسب کند. حال به نقد این بازی می پردازیم تا متوجه شویم دلیل این همه موفقیت این عنوان، چه چیزهایی، بوده اند.
    http://gamefa.com/wp-content/upload...d_brotherhood_cover_2_by_eximmice-d4vg09i.jpg
    نام: Assassin’s Creed: Brotherhood

    سازنده: Ubisoft Montreal

    ناشر: Ubisoft

    پلتفرم ها:pS3،Xbox360،PC،Mac OS X،OnLive

    سبک: سوم شخص، اکشن-ماجرایی، جهان آزاد

    تاریخ انتشار: ۲۰۱۰ برای Xbox360 و PS3 و در سال ۲۰۱۱ برای PC

    پایه گذاری بزرگترین اتحاد تاریخ

    داستان بازی، مهم ترین عامل سرافرازی این نسخه بود؛ در واقع این داستان بازی است که سبب می شود که بازیکن هیچ گاه در حین بازی، خسته نشود چرا که داستان بازی بسیار جذاب و غنی است ولی با این وجود، داستان چنان زیبا و ساده بیان می شود، که اکثر اشخاصی که بازی را انجام می دهند، حتی اگر مهارتی در زبان انگلیسی نداشته باشند، تا حدودی داستان بازی را متوجه خواهند شد که برای ادامه داستان کافیست اما اگر در پی فهمیدن کل داستان هستید، کار بسیار مشکلی را در پیش رو خواهید داشت! ابهامات بسیار زیاد در بعضی ماموریت های فرعی (که بر داستان اصلی نیز تاثیر دارند)، باعث می شود که حتی خبره ترین اشخاص در زبان انگلیسی هم، به گمراهی کشیده شوند! در واقع می توان گفت که داستان بازی، درجه بندی شده است و این برای بازیکن، نکته ی بسیار مثبت و خوشایندی است.

    داستان بازی، بلافاصله پس از اتمام نسخه دوم شروع می شود. “Ezio Auditore“، به رم سفر می کند و دلیل آن نیز، مسائل شخصی او است. رم، در زیر سلطه ی خانواده ی کثیف “Borgia” است. پاپ کنونی رم، “رودریگو بورجیا” است و شخصی است که فقط به فکر منافع خود است و با اینکه خود را شخصی پایبند به سنت های مسیح می داند، دست به اعمال بسیار کثیفی می زند ولی خود را هرگز خراب نمی کند و اکثر مردم نیز، او را به عنوان چهره ای مثبت می دانند اما پسر او هرگز چنین نیست. “ Cesare Borgia“، عاشق خون و خون ریزی است. او هرگز کلمه ی صلح را در زندگی خود نشنیده است و راه حل همه ی مشکلات را، کشتن افراد می داند و همین عمالش باعث شد که “اتزیو” را خشمگین تر از همیشه کند اما او تصور می کند که با ارتش بزرگ خود، هیچ مشکلی نخواهد داشت. لازم به ذکر است که “چزاره”، فرمانده ی “نیروهای ویژه ی پاپ” است و او اکثر مواقع، از قدرت خود سوءاستفاده را می کند و کارهایی حتی کثیف تر از کارهای پدرش را انجام می دهد. او تشنه ی قدرت است و حال به دنبال “Apple” است. او به ماهیت واقعی این شی، پی برده است و سعی دارد آن را به هر طریق که شده، از اتزیو بگیرد و با آن، بر جهان فرمانروایی کند.

    از طرفی در زمان حال، “دزموند” همراه با گروه خود، از دست “آبسترگو”، فرار می کنند و در قلعه ی عموی اتزیو، مستقر می شوند تا به طور کامل، دور از دسترس آبسترگو و عواملش باشند. وقایع و داستان زمان حال، بسیار مهم می باشد و اهمیت آن، به شدت زیاد است. دزموند و تیمش متوجه وقایعی می شوند که زندگیشان را تغییر خواهد داد و حتی زندگیشان را خواهد گرفت! در واقع داستان زمان حال این نسخه، بازی را برای همیشه عوض خواهد کرد و صد البته داستان بسیار پررنگ تر در زمان حال بازی نیز، از عوامل مهم و قدرتمند بازیست.

    اتزیو با رسیدن به رم، متوجه آن می شود که به تنهایی توان مقابله با ارتش چزاره را ندارد؛ پس به جمع آوری نیرو می پردازد تا در مقابله با چزاره، حرفی برای گفتن داشته باشد. پس او افراد ستم دیده را در سراسر شهر جمع می کند و با آموزش دادن به آنها، ارتشی بزرگ برای مقابله با چزاره می سازد. حال جنگ میان نور و تاریکی آغاز می شود ولی اتزیو اهداف شخصی خود را کم رنگ تر می کند و سعی دارد که برای آزادسازی رم از چنگ خانواده ی بورجیا، ارتشی بزرگ را برای یک جنگ عظیم، آماده کند اما او نیاز دارد که فرقه ی قاتلان را دوباره زنده کند و آن را قوی تر از همیشه، به جهان نشان دهد. پس او راه “Altair” را پیش می گیرد و شروع به آزاد کردن و آموزش دادن قاتلان مختلف، اطراف شهر می کند. البته نا گفته نماند که ارتش فرانسوی ها در این راستا به شما کمک می کنند اما حضور آنها پررنگ نیست.

    باید گفت که داستان بازی از جذابیت فراوانی برخوردار است و من سعی کردم تا داستان را لو ندهم تا افرادی که هنوز موفق به تجربه ی این عنوان نشده اند، مزه ی داستان برایشان نپرد. در پایان باید گفت که داستان در اواسط بازی به طور کاملا غیر منتظرانه ای جهت می گیرد و وجود اشخاص برجسته مانند “لئوناردو داوینچی”، بر زیبایی بازی نیز می افزاید
    http://gamefa.com/wp-content/uploads/2014/02/ACB_SP_S_52_MicheletoStrangles_1280.jpg
    شکوه قاتلان در رم

    اگر یادتان باشد، شهرت زیاد نسخه دوم بازی به علت بهبود کامل گیم پلی آن بود ولی “یوبیسافت”، یک بهبود عظیم دیگر را در نسخه سوم گنجاند و تنوع ها بسیار بیشتری را در این نسخه قرار داد. سیستم بهتر و سخت تر مبارزات و اضافه کردن جزئیاتی که به آزادی بیشتر بیفزاید و چندین و چند نکته ی دیگر باعث شد که این نسخه نیز مانند نسخه دوم، طرفداران بی شماری را به دست آورد و شهرت این عنوان را همچنان حفظ نماید.

    همانطور که گفته شد، خانواده بورجیا، فقط به فکر پول و منافع خود بودند و هرگز به شهروندان فکر نمی کردند؛ برای همین، شهر رم خیلی زنده به نظر نمی آید. حال اتزیو توانایی آن را دارد که فروشگاه ها و بانک هایی را با پول خود بسازد و به شهر رم، جان تازه ای دهد. با بازسازی این ساختمان ها، پولی به طور مرتب، برای شما در بانک ها گذاشته می شود و شما می توانید آنها را جمع آوری کنید و علاوه بر داشتن منبع درآمد، شهر رم را بازسازی کنید و قدرت و نفوز خانواده ی بورجیا را کم کنید. همچنین می توانید با استفاده از آن فروشگاه ها، لباس خود را عوض کنید، زره خود را تقویت کنید یا اسلحه بخرید، آثار هنری را خریداری نموده و آن را در پایگاه خود قرار دهید و چندین قابلیت دیگر که همه نوید یک بازی زیبا را می دهد.

    اگر بخواهیم بررسی کنیم که مهم ترین تغییر در گیم پلی چه نکته ای بوده است، صد در صد باید به آزاد سازی قاتلان اشاره کنیم چرا که همین نوآوری باعث شد که این نسخه به اندازه ی نسخه قبلی خود محبوب شود. شما در اواسط بازی، تصمیم به آزادسازی و آموزش قاتلان می پردازید تا در مقابل ارتش بزرگ چزاره، مقابله کنید. شما ابتدا در شهر افرادی را خواهید دید که به مبارزه با سربازان مشغول هستند و با کمک کردن به آنها و کشتن سربازان، آنها به طرزی به شما مدیون می شوند و شما آنها را به پایگاه قاتلان می فرستید تا آموزش ها لازم را ببینند. شما می توانید “Level” آنها را به دو صورت دادن ماموریت به آنها بالا ببرید و یا با صدا کردن آنها برای کمک به شما در جنگ ها، آنها را آماده کنید. وقتی که آنها کاملا آماده شدند، طی مراسمی خاص، لقب قاتل را از آن خود می کنند و قوی تر از همیشه می شوند. لازم به ذکر است که برای آزاد سازی بیشتر قاتلان، باید برج های مخصوصی را آتش بزنید تا قدرت خود را به رم نشان دهید و غیر مستقیم به آنها نوید آزادی دوباره را از دست خانواده ی ظالم بورجیا را، بدهید.

    شاید یکی از ضعف های نسخه دوم بازی، آسانی زیاد آن در حین مبارزات بود و راحت با یک بدل ساده، می توانستید دشمنان را از میان بر دارید اما در این نسخه، این آسانی ها برداشته شده و برای بدل کردن ضربات، نیاز به زمان بندی دارید و بدل ها مثل نسخه دوم، آسان نیستند. همچنین وجود داشتن سربازهای آموزش دیده در بازی، باعث می شود که کار شما سخت تر شود به ویژه سربازان ویژه ی پاپ که از آموزش های بالایی برخوردار هستند ولی شما با اسلحه ی گرم خود، قادر هستید که دشمنان خود را سریع از بین ببرید ولی صدای بسیار بلند آن، باعث می شود که سربازان بیشتری به شما هجوم آورند. وجود سربازان نیزه دار و نیروهای سنگین بازی و صد البته سوارکاران دشمن، مبارزات را جذاب و کمی پر چالش تر از نسخه ی قبلی، می کند. در اواخر بازی نیز، داوینچی وارد صحنه می شود و اسلحه های شما را ارتقا داده و چندین ماموریت خاص را، به شما واگذار می کند.
    http://gamefa.com/wp-content/uploads/2014/02/EDG222r_ass2.jpg
    رم، خودنمایی می کند!

    اگر به یاد داشته باشید، گرافیک نسخه ی دوم بازی، یک موفقیت بزرگ محسوب می شد اما وجود باگ های متعدد، از کیفیت آن کم می کرد. حال در نسخه ی سوم، گرافیک کمی بهبود یافته و باگ های بازی، به شدت کاهش یافته است که این نکته ای بسیار خوب برای طرفداران بازی است. گرافیک بازی با شهر رم، تناسب جالبی دارد و شما در ارتفاعات می توانید، گرافیک چشم نواز بازی را حس کنید. طراحی محیط، زیبا است و نکات ضعف کمی را داراست. رنگ آمیزی در بازی بهتر شده است و این نشانگر بهبودی گرافیک نسبت به نسخه ی قبلی می باشد. از طرفی، طراحی چهره نسبت به نسخه ی قبلی، بسیار زیباتر و بهتر شده است و تفاوت را به راحتی می توان احساس کرد. اکثر شخصیت های نسخه ی دوم، در این نسخه نیز هستند و همین امر باعث می شود که مقایسه کردن، آسان تر شود. در کل باید گفت که گرافیک بازی، نسبت به نسخه ی قبلی، کاملا بهبود یافته است و زیبایی های زیادی را به ارمغان می آورد.

    نورپردازی در بازی نیز خوب گنجانده شده است اما سازندگان می توانستند به آن بیشتر توجه کنند. برای مثال در نسخه دوم، در حین ” جشن کارناوال”، نورپردازی خود را نشان می داد و قدرت نورپردازی، نمایان می شد اما در این نسخه، صحنه های خاصی وجود ندارد که بتواند نورپردازی زیبای محیط را نشان دهند. اما با این حال می توان گفت که کیفیت نور و آتش، در کل خوب است و کیفیت آنها نیز، به مراتب قابل قبول است اما نسبت به نسخه قبلی، خود را نشان نمی دهد.
    http://gamefa.com/wp-content/uploads/2014/02/brotherhood.jpg

    ندای سقوط یک حکومت

    صداگذاری در عنوان فقه ی قاتلان، همیشه از نکات مثبت آن بوده چرا که احساس کارکتر، به طور کامل در آن گنجانده می شود. اگر بخواهیم برای نسخه ی دوم مثالی بزنیم، می توانیم به مکانی اشاره کنیم که اتزیو اول قتل خود را انجام می دهد و در وسط میدان شهر، با بغضی فریاد می زند و می گوید که خانواده “آدیتوره” نابود نشده است و در ادامه احساسات را می توان در صدای اتزیو حس کرد. این نسخه نیز از این امر مستثنی نیست و بیشترین احساسات را می توان در صدای چزاره حس کرد که در حین عصبانیت و یا مصمومیت خود، لحن صدایش به کلی تغییر می کرد و بازیکن را دقیقا به آن صحنه می برد! همچنین صدای واقعی ضربات شمشیر و صدای دویدن اتزیو بر روی سقف خانه ها و سنگ ها، همگی نشانگر صداگذاری زیبای بازی هستند. صداگذاری قدرتمند بازی، باعث می شود که بازیکن به طور کامل حس کند که درون بازیست و به نوعی با بازی، یک ارتباط خاص برقرار می کند که این امر می تواند از مهم ترین عوامل پیروزی یک عنوان باشد.

    موسیقی در بازی نیز در یک کلام عالی است و کمتر می توان از آن ایرادی گرفت! باید این نکته را هم متذکر شد که یوبیسافت همیشه بهترین موسیقی ها را برای بازی هایش در نظر می گیرد و این عنوان نیز، جدا از عنوان های دیگر نیست و یوبیسافت موسیقی های بسیار زیبایی را در بازی گنجانده است.
    http://gamefa.com/wp-content/uploads/2014/02/EDG222r_ass.jpg
    در پایان باید گفت که عنوان Assassin’s Creed: Brotherhood، توانست همانند نسخه ی قبلی خود موفق ظاهر شود و سرافرازی این عنوان را همچنان نگاه دارد. اگر از اشخاصی هستید که هنوز موفق به تجربه ی این عنوان نشده اید، پیشنهاد می کنم که آن را تجربه کنید چرا که داستان زیبای آن، هرکسی را مجذوب خودش خواهد کرد.
     
    آخرین ویرایش: ‏4/4/14